این خوشه بندی سهمیه های خانوار در هدفمندی یارانه ها هر بدی داشت نشاط اجتماعی رو افزایش داد
پس از اتفاقات روز عاشورا و صدور بیانیه ای از جانب ایشان باز فضایی ملتهب در شیراز ایجاد شد.بیانیه ای که به نظر می رسد بیانیه مهدی کروبی در آن تاثیر فراوان داشته تا جایی که ایشان هم همانند مهدی کروبی آیه شریفه قرآن را به غلط نوشتند.اجتماع 8 دی ماه مردم شیراز و خشم مردم از اتفاقات عاشورا و بیانیه ایشان و عدم اشاره به توهین به مقدسات توسط سبز پوشها کار را تا جایی برد که عده ای از مردم با هجوم به سمت مسجدقبا(اتشی ها) , مرکزفعالیت ایشان و مریدانشان و اقدام به طرح شعار های ضد ایشان کردند.و خبرهای جمعه و امروز حاکی از هجوم مردم بعد از نمازجمعه به مسجد دارد که اظهار نظر در این مورد به عهده مقامات سیاسی استان است.
در این میان ذکر چند نکته لازم به نظر می رسد:1.سید علی محمد دستغیب,حجت الاسلام دستغیب,آیت الله دستغیب,مرجع عالی قدر آیت الله دستغیب,مرجع عالم تشیع(البته اگر منظور از عالم تشیع چار دیوار مسجد آتشی های شیراز است صحیح به نظر می رسد!) و ... القاب و عنوانی است که با گذر در رسانه های مکتوب و دیجیتالی بنا به خط و جناح می توان برای ایشان یافت.به نظر میرسد همانطور که عناوین دانشگاهی دارای قانون و مرجع اعطای القاب شده است نیاز است علمای حوزه برای این بخش فکری کنند.اینجا جایی است که با دین و اعتقادات مردم مربوط است.آیا نباید مرجعی باشد که رتبه علمی و فقهی اساتید حوزه را مشخص کنند تا این گونه شاهد تفاوت در القاب آنهم بنا به سلیقه شخصی نباشیم؟ به نظر صحیح نمی باشد که هر کس و رسانه ای بنا به سلیقه شخصی عالمی را با عناوین دون خطاب کنند و همانطور برعکس صحیح به نظر نمیرسد چاپ رساله و نوشتن مرجع عالی قدر روی تابلو دفتر عامل مرجع تقلید تلقی شدن باشد.البته در این تذکر منظور فرد خاص اشاره شده نیست این یک نیاز کلی است و فرد ایشان منظور نیست بلکه این تفاوت فاحش در خطاب القاب این امر را ضروری مینماید چه بسا که در حق این نماینده محترم مجلس خبرگان جفا صورت پذیرفته باشد.2.سعه صدر و برخورد محترمانه و متواضعانه مقام معظم رهبری در مقابل ایشان که اظهاراتشان گاهی تا مرز توهین هم رفت باید الگوی همه علاقه مندان و گوش به فرمانان رهبری باشد.اما شایسته بود آن طرف قضیه هم با شناخت حساسیت های مردم از فضای ایجاد شده استفاده کرده و بهانه ای برای شادمانی دشمنان دین و اسلام و انقلاب نمی دادند. شایسته نبود شخص ایشان که سالها برای پیروزی انقلاب جانفشانی کردند و دهها شهید را تربیت کرده و از این مسجد فدایی انقلاب کردند اینگونه برای بوق های تبلیغات چی دشمن خوراک تهیه کنند.البته امید است با توجه به اخلاق حسنه و خلق نیکوی شخصی ایشان حلقه مشاوره دهنده ایشان شکسته شود و اجازه بیان نظرات دیگران داده شود شاید بتوانند به دیدگاهی جامع تر برسند.3.جسارت به مسجد و مقام روحانیت با هر تفکر و نظری مطلوب نیست چه رسد که این عمل از مدافعان نظام و انقلاب باشد.اقدامی که با دخالت به موقع نیروی های امنیتی در 8دی و خواهش مسئولین شهری در 9 دی جز مواردی کوچک به وقوع نپیوست.درست است که برافرخته کردن غیرت دینی و خشم انقلابی مردم این نتایج را هم دارد ولی بهتر است خط دهندگان این اقدامات به یاد داشته باشند برخورد رهبری عزیز را و از رهبری جلو نزنند و از اقدامات و بیانات بزرگان شهر همانند آیات حائری , سید علی اصغر دستغیب و ایمانی الگو پذیری کنند.جدای از این زشتی آنچه که لازمه امروز است بصیرتی است که مقام ولایت تاکید دارند همه فریاد های ما در این چند روز از جسارتی است که به اسلام و دین شده نکند دوستان می خواهند بهانه دست آشوبگران و سرانشان بدهند تا از رسانه هایشان باز بازی مظلوم نمایی را کلید بزنند.3.ارادت و علاقه مردم شیراز به خاندان دستغیب در همه زمانها بوده و هست به نحوی که در انتخابات ها شاهد آن بودیم که یدک کشیدن نام خاندان دستغیب برای کسی با کمترین سابقه اجرایی و سیاسی رای آور بوده. دوستان انقلابی و متدین مسجد قبا باید آگاه باشند که احترام و ارادت مردم شیراز به آن خاندان شریف از سر صداقت و ساده زیستی امام جمعه شهید شیراز شهید بزرگوار دستغیب است نه چیزی جز آن.این یاد آن شهید مردمی پاک سرشت است که این عزت را به نام خاندان دستغیب داده و حضرت آیت الله دستغیب که گاها و اشتباه در خارج از شهر شیراز فرزند آن شهید نامیده می شوند(ایشان خواهر زاده شهید دستغیب هستند و به برکت ایشان به فامیل دستغیب مطرح شدند) بهتر است به جای پافشاری بر مواضع گذشته بیانات آن شهید بزرگوار را در موضوع ولایت فقیه چه در نماز جمعه های شیراز چه در مجلس خبرگان بازخوانی کنند.امید است سرلوحه قرار گیرد.4.در این مدت چند سال گذشته بازخوانی مواضع گذشته افراد و مقایسه با عملکرد امروزشان نکاتی قابل استفاده و عبرت آموز برای هر آگاه به مسائل سیاسی خواهد داشت.تغییر مواضع 180 درجه ای افرادی مثل عبدالله نوری ,مهاجرانی و ... قابل توجه است.تغییر درجاتی که واضح ترینش را در بیانیه ها و عکس العمل های موسوی و کروبی در جریان فوت آقای منتظری می توان دید. .که چه راحت کسی که تند ترین نامه را به منتظری در سال68نوشت و کسی که دستور جمع آوری یک شبه ی عکس اش را داد چگونه داعیه دار داغ داری اش شده اند .اگر گذری کوتاه و ساده به تاریخ پس از انقلاب استان فارس و رفتار وعملکرد مریدان و طلاب حوزه آیت الله دستغیب بیاندازیم نکاتی جالب به دست خواهد آمد. یادآوری برخورد های خشن و گاها بی رحمانه نسبت به بدحجابی و مسائل از این دست توسط طلاب ایشان نیاز به حافظه ی تاریخی بلند مدتی ندارد و نیازی به یادآوری پدرانمان نیست. دوستانی که امروز مدافع آزادی زندانیان و آزادی بیان شده اند دوستانی که داد از برخورد خشن می زنند یادشان نیست با چهره ای که از مومن برای خودشان ساخته بودند(سر تراشیده و محاسن بلند) چگونه در خیابانهای شیراز مهرورزانه! دختران و زنان مردم را ارشاد می کردند؟!حضرات که امروز فریاد بلند کردند و ادعای برخورد خشن حکومت با مخالفان را دارند آیا حاضر اند مروری بر اتفاقات اول انقلاب استان بشود؟همان هنگام که آیت الله دستغیب مسئولیت دادگاه انقلاب استان را داشتند. آیاهیچ خشونتی نشد؟ آیا در برخورد با خوانین استان با همه متناسب با جرمشان برخورد شد؟ درست است نسل ما به یاد ندارد ولی پدرانمان به خوبی به یاد دارند چگونه یک شبه حکم اعدام می دادند و همان شب اجرا می کردند حالا شده اند مدافع مشتی ارازل و اوباش حرمت شکن و دم از خشونت علیه مردم میزنند. چرا راه دور اگر شما یادتان رفته مردم شیراز خوب به یاد دارند در همین تبلیغات انتخابات با جوانی که در مسجد شما بلند شده بود و حرفی زده بود چه کردید.ِ یادتان رفته دهها نفره روی سر بنده خدا ریختید و روانه بیمارستانش کردید آنهم به جرم ابراز عقیده؟دوارن آقای هاشمی شما در قبال ایشان چه رویکردی داشتید که در بیانیه هاتان وا هاشمی سر دادید؟5.این دوران فتنه با همه سختی اش چقدر خوب بعضی چیز ها را روشن میکند. مثل اینکه فراموشی گذشته در همه دوستان اصلاحات فراگیر شده.روزی موسوی همان زنده کننده یاد و راه امام(ره)دست به دامان کسی می شود که خون به دل امام کرد و امام را به طلب مرگ از خدا واداشت و روزی کروبی همان که اجازه مالی از امام گرفته برای صدقات جناب دائم الخیر جزایری نه غره نه لبنان می شنود و یادش می رود چه گفت پیر جماران در مورد فلسطین.قضیه شیراز هم دارد از این فراموشی ها.شاید خیلی ها در خارج از استان نداند چه کسانی در چه زمانی در شیراز بر سر انتخاب امام جمعه ی بعد از شهید دستغیب از سوی امام چه غائله ای به راه انداختند و چگونه جلوی حکم امام(ره) ایستادند و زیر بار نرفتند.کسانی که انتظار داشتند پس از شهادت آن بزرگوار امامت جمعه در خاندان دستغیب بماند و انتخاب کسی کمتر شناخته شده (ولی دارای سوابق بیشمار در مبارزات قبل از انقلاب و شکنجه های ساواک) را بر نتافتند و ماجرا را به آنجا رساندند که امام مجبور به فرستادن نماینده( آقایان جنتی و شهید محلاتی) شدند.حکم امام باز هم مورد قبول آقایان قرار نگرفت.کسانی که بیش از بیست و هفت سال پای در نماز جمعه به امامت امام جمعه منتخب امام نگذاشتند چگونه می توانند ادعای امام کنند؟دوستان مدعی امام یادشان رفته نماز جمعه را بهم زدند و به امام جمعه امام توهین کردند و به او کفش زدند؟اینها فقط بخشی گذرا از اتفاقات سالهای پیش استان فارس است که باید برای روشن شدن موضوع پای صحبت بزرگان نشست و آموخت از کسانی که این همه تناقض را لمس کرده اند.که اگر عمری بود و احساس نیاز شد بیشتر جای بحث دارد.در پایان لازم به یادآوری است که انقلاب محصول مجاهدت ها و جانفشانی های همه مردم , علما و بزرگان با همه سلایق و گرایشات است و تا آنجایی که خطوط قرمز و پایه های اصلی انقلاب اجازه می دهد باید از همه پتانسیل های کشور و افراد سود جست و در راستایی سیاست جذب حداکثری حرکت نمود.شاید با ارائه تمامی ابعاد اتفاقات در جریان و شکستن انحصار اطلاعاتی برخی از خواص بتوان به ایجاد بصیرت در خواص بیشتر کمک کرد.فکر میکنم با چی شروع کنم.خیلی حرفها میشه برا شروع باشه ولی تا اومدم بنویسم یادم به یه عکس افتاد که.....
و گفتم شروع این وب نوشت رو با حرفهای گنده گنده و کف و صلوات آور بزنم
اره می خوام حرف های شعاری خوشکل خوشکل بزنم.البته قبل از اینکه صلاحتم تایید بشه که حق دارم یا نه!!!!
می خوام مثل خیلی ها داد بزنم که چی شد از یادمون رفتن؟؟؟؟؟؟؟؟
بابا بذار ببینم اینای که مثل من خودشون اولین های بودن که از خون بعضی ها فرش های قرمز درست کردن واسه خودشون چه حالی دارن.
اره می خوام به خودم یادآوری کنم چی شده دارم خیلی راحت و نه از سر وظیفه بلکه از سر سرخوشی بنویسم.می خوام محکم بزنم تو گوش خودم که یادم بیاد این خوشیم با نا خوشی کیا بود؟؟
اره می خوام داد بزنم که چقدر شما مظلوم موندین این وسط بین جنگ رفقا و امثال من!!!!بین فراموشی و ندیدن!!!!
فقط این رو میزنم تا با یاد صدای پرستویی یادم باشد چیزی ننویسم که .......
هنوز هم نمی دانم که چست که دعای من راهی به بالای دستم ندارد و دعای دستان او.........
